تبليغاتX
● Ehsan Tahvilian ID & Address ● - عکس نوشت: ژست، این ژست لعنتی






















صفحه اول |||| مشخصات من |||| بایگانی |||| ای-میل |||| نظرها/پیامها |||| فعالیت ها


● Ehsan Tahvilian ID & Address ●

● اطلاعات تماس و فعالیت های احسان تحویلیان. نقد ها، تحلیل ها، عکس ها، دلنوشت ها ●


Canon 40D, Sigma 18-50, f/2.8, iso 100, exposureTime 1/400s

 

برای به جریان افتادن مجدد آب در رودخانه زاینده رود، صبح زود به پل خواجو رفتم. وقتی این صحنه را کادر بندی می کردم، مطمئن بودم عکس خوبی می شود. سعی می کردم هرچه زودتر دکمه شاتر را بچکانم تا پیر مرد به سبب حضور من ، حالت اش را به هم نزند. اما متاسفانه پیر مرد متوجه شد به همین خاطر بی خیال عکاسی این صحنه شده بودم اما چون دیدم پیر مرد به خاطر من ژست گرف، به او نزدیک شدم و کادر عمودی را انتخاب کردم (قبل اش می خواستم با کادر افقی عکاسی کنم) و آن لحظه را ثبت کردم.

 

این ژست، این ژست لعنتی اگر یک میلیونیوم ثانیه هم طول بکشد، دیگر آن سوژه برای عکاس سوژه نمی شود. به قول رولان بارت: سوژه در فرایند ژست، برای خودش جسم دیگری می سازد و پیشاپیش خودش را به تصویر بدل می کند. این امر بر روی عکاس هم تاثیری عجیب دارد. آنقدر که به خاطر انرژی چشمان پیر مرد مجبور شدم کادر منفعل افقی را به کادر پویا تر عمودی ترجیح دهم. که اگر این کار را نمی کردم، این عکس برایم نچسب تر از این هم می شد.

 

وقتی از کودکان عکاسی می کنیم موضوع جالب تر و حساس تر است. چیزی در مایه های عکاسی حیات وحش. مردم عادی و در کل آدم بزرگ ها وقتی متوجه حضور عکاس می شوند، معمولا حالت عوض می کنند و به آدم های منفعل تری تبدیل می شوند. به قول ون کار وای کارگردان مشهور سینما: شخصیت های دوگانه یا چند گانه، پوششی است برای روح های رنج دیده انسان ها. اما این موضوع در کودکان و حیوانات اندکی متفاوت است. آنها در جلو دوربین اصلا به موجود دیگری بدل می شوند که ثبت این حالت شان نیز برای یک عکاس ارزشمند است.

 

Canon 40D, Sigma 18-50, f/7.1, iso 100, exposureTime 1/80s

 

با گروهی برای دیدن یک مناره تاریخی به اطراف شهر وَرزَنه رفته بودیم. نزدیک مناره، خانه های کاه گِلی ای وجود داشت و مردمانش با چشمانی لرزان. بزرگتر ها سر زمین مشغول کار بودند و بچه ها هم... وقتی این صحنه را ثبت می کردم، این کودک هیچ تغیری در نگاه و بدنش رخ نداد. چون قبلا به خاطر دیدن گروه ما و آدم های جدید با سر و شکلی جدید، تغیر اساسی را کرده بود و از حالت نرمال و بدوی اش خارج شده بود. به هر حال این عکس را از عکس قبلی (پیر مرد) بیشتر دوست دارم چون حداقل آن لرزش و خجالت کودکانه را توانسته بودم به تصویر کشم.

 

اما این یکی را بیشتر از همه دوست دارم.

 

Canon 40D, Sigma 18-50, f/7.1, iso 100, exposureTime 1/60s

 

+ارسال شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت0:9توسط احسان تحویلیان |