تبليغاتX
● Ehsan Tahvilian ID & Address ● - دلنوشت: سوختن در آب، غرق شدن در آتش






















صفحه اول |||| مشخصات من |||| بایگانی |||| ای-میل |||| نظرها/پیامها |||| فعالیت ها


● Ehsan Tahvilian ID & Address ●

● اطلاعات تماس و فعالیت های احسان تحویلیان. نقد ها، تحلیل ها، عکس ها، دلنوشت ها ●

 

به یک چیز مطمئنم و آن این است که چیزی وجود دارد و به دو چیز نامطمئنم، اول: جهان از نظمی ظاهری و باطنی بصورت مستحکم پیروی می کند و دوم: جهان همه بی نظمی است و فقط الگو های تکرار شونده ریاضی در آن دیده می شود. مثلا در محل کارم در حال ورق زدن کتابی از چارلز بکفسکی هستم، مقدمه کوتاهش را می خوانم، شعر اول در رابطه با مرگ است:

 

مرگ مثل گربه ای

هر لحظه ممکن است روی تختم بِپَرَد

من واقعا برای همسرم متاسفم

این بدن خشک و رنگ پریده را خواهد دید

...

مرگ نگرانم نمی کند

نگرانی من از همسرم است

که بعد از من با این تلمبار پوچ باقی می ماند.

...

 

هنوز شعر را تا پایان نخوانده ام که مَردم جنازه یکی از ثروتمندان بازاری را سردست گرفته اند و به سوی آمبولانس هدایت می کنند. جالب است، افرادی که جنازه را مشایعت می کنند همجنس اویند. نزول خواران و زرگر های گردن کلفت که انقریب از فرط بزرگی شکم به سرنوشت او دچار خواهند شد. نکته جالب تر اینکه رئیس بانک و کارمندان که در روز عادی جواب سلامت را نمی دهدند، از میزهایشان بلند شده اند و جنازه را تشیع می کنند. جالب تر اینکه به صاحب عذا که همان پسر مرده باشد، با چه سوز و گدازی تسلیت می گویند. به این معنی که بعد از فوت پدر، سرمایه معظم اله را از این شعبه خارج نکنید.

 

هرکه برای خود می گرید

من

بکفسکی

صاحب عذا

رئیس بانک.

+ارسال شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت0:3توسط احسان تحویلیان |