|
به یک چیز مطمئنم و آن این
است که چیزی وجود دارد و به دو چیز نامطمئنم، اول: جهان از نظمی ظاهری و باطنی
بصورت مستحکم پیروی می کند و دوم: جهان همه بی نظمی است و فقط الگو های تکرار
شونده ریاضی در آن دیده می شود. مثلا در محل کارم در حال ورق زدن کتابی از چارلز
بکفسکی هستم، مقدمه کوتاهش را می خوانم، شعر اول در رابطه با مرگ است: مرگ مثل گربه ای هر لحظه ممکن است روی تختم بِپَرَد من واقعا برای همسرم متاسفم این بدن خشک و رنگ پریده را
خواهد دید ... مرگ نگرانم نمی کند نگرانی من از همسرم است که بعد از من با این تلمبار
پوچ باقی می ماند. ... هنوز شعر را تا پایان نخوانده
ام که مَردم جنازه یکی از ثروتمندان بازاری را سردست گرفته اند و به سوی آمبولانس
هدایت می کنند. جالب است، افرادی که جنازه را مشایعت می کنند همجنس اویند. نزول
خواران و زرگر های گردن کلفت که انقریب از فرط بزرگی شکم به سرنوشت او دچار خواهند
شد. نکته جالب تر اینکه رئیس بانک و کارمندان که در روز عادی جواب سلامت را نمی دهدند،
از میزهایشان بلند شده اند و جنازه را تشیع می کنند. جالب تر اینکه به صاحب عذا که
همان پسر مرده باشد، با چه سوز و گدازی تسلیت می گویند. به این معنی که بعد از فوت
پدر، سرمایه معظم اله را از این شعبه خارج نکنید. هرکه برای خود می گرید من بکفسکی صاحب عذا رئیس بانک.
|
درباره![]()
فرق زندگی با هنر این است که هنر قابل تحمل تر است. (چارلز بوکوفسکی)
خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 آذر 1387 پیوند ها
"مکس پین" تحلیل سینمایی
سینمایی |