|
به یک چیز مطمئنم و آن این
است که چیزی وجود دارد و به دو چیز نامطمئنم، اول: جهان از نظمی ظاهری و باطنی
بصورت مستحکم پیروی می کند و دوم: جهان همه بی نظمی است و فقط الگو های تکرار
شونده ریاضی در آن دیده می شود. مثلا در محل کارم در حال ورق زدن کتابی از چارلز
بکفسکی هستم، مقدمه کوتاهش را می خوانم، شعر اول در رابطه با مرگ است: مرگ مثل گربه ای هر لحظه ممکن است روی تختم بِپَرَد من واقعا برای همسرم متاسفم این بدن خشک و رنگ پریده را
خواهد دید ... مرگ نگرانم نمی کند نگرانی من از همسرم است که بعد از من با این تلمبار
پوچ باقی می ماند. ... هنوز شعر را تا پایان نخوانده
ام که مَردم جنازه یکی از ثروتمندان بازاری را سردست گرفته اند و به سوی آمبولانس
هدایت می کنند. جالب است، افرادی که جنازه را مشایعت می کنند همجنس اویند. نزول
خواران و زرگر های گردن کلفت که انقریب از فرط بزرگی شکم به سرنوشت او دچار خواهند
شد. نکته جالب تر اینکه رئیس بانک و کارمندان که در روز عادی جواب سلامت را نمی دهدند،
از میزهایشان بلند شده اند و جنازه را تشیع می کنند. جالب تر اینکه به صاحب عذا که
همان پسر مرده باشد، با چه سوز و گدازی تسلیت می گویند. به این معنی که بعد از فوت
پدر، سرمایه معظم اله را از این شعبه خارج نکنید. هرکه برای خود می گرید من بکفسکی صاحب عذا رئیس بانک.
اسطوره های یکبار
مصرف بهتر است به این دیدگاه
برسیم: انیمیشن ها که قدرت سحرانگیزشان، سالها در پرده ناتوانی تکنولوژی مخفی شده
بود، امروزه با پیشرفت های چشمگیر تکنولوژی، نقاب ناتوانی از چهره برداشته اند. انیمیشن
ها دیگر آن تصاویر رنگ و رو رفته مختص کودکان نیستند که عظمتشان در حیطه فانتزی
خلاصه و رفتار شخصیت هایشان حاوی پیامی صد درصد اخلاقی و مثبت باشد. در دهه اخیر،
انیمیشن ها با تصاویر جذاب و شبه واقعی و ضرب آهنگی متفاوت قادر هستند طیف سنی
وسیع تری از مخاطب را – نسبت به گذشته – پای خود میخکوب کنند. امروزه انیمشن های
سه بعدی، آنقدر دگرگون شده اند که حال و هوای سینمایی به خود گرفته اند و به غیر
از خیال پردازی و حال و هوای فانتزی ای که از خصلت های ذاتی انیمشن ها است،
توانسته اند خصلت های فرمی و محتوایی سینما را هم در ارائه بهتر و انتقال سریع تر
مفاهیم به کار گیرند. اینکه اکثر شخصیت های کارتونی
نامیرا هستند، اینکه هیچ گلوله ای به هیچ کسی اصابت نمی کند(پلنگ صورتی)، اینکه
پَرِش از هر ارتفاعی باعث مرگ نمی شود (شگفت انگیزان)، اینکه حتی کوسه ماهی ها هم
دلشان برای ماهی های کوچک تر می سوزد (در جستجوی نمو)، اینکه یک ربات زباله جمع کن
می تواند ناجی حیات بشر شود (وال.ای)، از خصلت های ذاتی/فانتزی/کودکانه انیمیشن ها
است. اما آنچه که کمپانی های عظیم را مجاب می کند تا صدها میلیون دلار برای ساخت اینچنین
انیمیشن هایی هزینه کنند، ارتباط قدرتمند و تنگاتنگی است که مابین فانتزی و ذهن
مخاطب برقرار است. کمپانی ها میدانند که چه قدرت و پتانسیل نا شناخته ای در انیمیشن
نهفته است. آنها می دانند، آنچه میتواند قشر وسیعی از مخاطب را میخکوب انیمیشن یا باصطلاح
کارتون کند، همانا خیال و آرزو های دست نیافتنی تماشاگران است. امروزه تحولی جدّی در کارکرد
انیمیشن ها رخ داده است. کارکردی که از حیطه سرگرمی فراتر رفته است و دیگر به
عنوان یک مدیوم جدید، قادر به کشش و انتقال مفاهیم و فلسفه های عمیقی هستند. از
بعدی دیگر، کمپانی های انیمیشن سازی با دستیابی به تکنولوژی های دیجیتالی پیشرفته
و اکثرا شخصی، توانسته اند تصاویری آنچنان واقعی تولید کنند که حتی کوچکترین ریزه
کاری ها در آن لحاظ شده است. این شبیه سازیِ واقعیت، که بیشتر به نوعی هایپر
رئالیسم شبیه است، شاید نوعی غایت و آرزو در سالهای گذشته بود، اما امروزه به غیر
از واقع گرایی، ساختار انیمیشن ها آنچنان متحول گردیده که بیشتر به نوعی فیلم
سینمایی شبیه شده اند. وجود دوربین هایی مجازی که کارکردشان شبیه دوربین های واقعی
است، وجود لنز ها و ابزار های اوپتیکی مجازی که رفلکس هایی کاملا طبیعی دارند(حتی شبیه
سازی لنز های آنامورفیک)، وجود ریل crain ها و حرکات مجازی دوربین که
به بهترین صورت در محیط های سه بعدی ارائه می شوند، باعث می شوند تصاویری هرچه
طبیعی تر توسط کامپیوتر ایجاد شود. از طرفی دیگر با وجود رئالیسمی اینچنین دقیق،
الزامیست که به موارد دیگری چون فیلم نامه، طراحی شخصیت ها و ارزش یکایک نما ها به
همین شدت توجه شود که این امر حقیقتا در انیمیشن های سه بعدی ای که در چند سال
اخیر تولید شده اند، به خوبی لحاظ شده است. این توجه و این ارزش گذاری، سنگ بنای
کارکرد های چند گانه انیمشن هاست تا بتوانند متریال مورد نیاز برای تبدیل شدن به
یک مدیوم جدید را دارا باشند. البته این تحولی که عرض شد به
قیمت از دست دادن بعضی خصلت های قدیمی به دست می آید. انیمیشن ها دیگر آن محبوبیت افراطی
و ماندگاری طولانی در حافظه بلند مدت مخاطب را دارا نیستند. انیمیشن ها دیگر مثل
سابق به ندرت می توانند به خرده فرهنگ تبدیل شوند. و دیگر اینکه شخصیت های انیمیشنی
اخیر، به سختی می توانند به اسطوره بدل شوند. یا اگر اسطوره می شوند، اگر محبوب می
شوند، مثل گذشته گان دوام چنداتی ندارند که بتوانند این محبوبیت را نسل به نسل به
افراد یک خانواده منتقل کنند. انیمیشن های امروزی با اینکه زمان و دقت بسیار زیادتری
نسبت به قبل در تولیدشان صرف می شود (تقریبا ده ها ساعت برای خلق و رِندِر فقط یک
فِرِم) اما به مدد تکنولوژی و سخت افزار های فوق العاده کمپانی های سازنده، از نظر
کمی توانسته اند نسبت به قبل روندی رو به رشد داشته باشند و توانسته اند سال به
سال چشم مشتاقان این گونه محصولات را روشن کنند که این عرضه و تقاظا باعث شده است
انیمیشن های امروزی حالتی یکبار مصرف به خود بگیرند. ا.ت.
|
درباره![]()
فرق زندگی با هنر این است که هنر قابل تحمل تر است. (چارلز بوکوفسکی)
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 آذر 1387 پیوند ها
"مکس پین" تحلیل سینمایی
سینمایی (43) |